خرید بک لینک
سرابی بیش نبودم ...

با ذوق و شوق

دویدی سمتم...

افسوس

سرابی بیش نبودم...!

سردیار


برچسبها: شعر سپید, سراب

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:18 توسط سردیار|


برچسب: نویسنده: پارسا پورعلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 22:04

خداوندا

من همان آدمم...

میخواهم سیبت را پس دهم!

تو ببخشی و بهشتت را

باز پس دهی...

سردیار


برچسبها: شعر سپید, آدم

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:24 توسط سردیار|

برچسب: نویسنده: پارسا پورعلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 22:04

زرد ماندم ...

ایستادی

قرمز شد...!

رفتی

سبز...!

من،زرد ماندم...!

سردیار


برچسبها: شعر سپید

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:31 توسط سردیار|


برچسب: نویسنده: پارسا پورعلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 22:04

حسادت می کنم...
حسادت می کنم

به آن "دستگیره ی در"

که هنگام رفتن

دستت را گرفته بود...

سردیار


برچسبها: شعر سپید, حسادت

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶ساعت 14:32 توسط سردیار|


برچسب: نویسنده: پارسا پورعلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 22:04

چیزی در اتاق جا مانده است تو برمی گردی و دوباره داستان را اینگونه تغییر می دهی... دود را از فضای اتاق جمع می کنی بر می گردانی به پاکت سیگار و فندک را در جیبم می گذاری... با آستینت گونه هایم را پاک می کنی و اشک های ریخته را و انگشتانت لبخندی بر لبانم می کشند... و پنجره را باز می کنی تا باد زمان را جا

برچسب: نویسنده: پارسا پورعلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 22:04

صفحه بندی